مسئله
وقتی فیلیمو برای بازطراحی استراتژی برند سراغ ما اومد، مسئله فقط این نبود که چند پیام تبلیغاتی یا ظاهر برند رو عوض کنیم. باید اول میفهمیدیم فیلیمو برای ادامه رقابت توی بازار چه تغییری لازم داره و چطور میتونه رابطه نزدیکتری با مخاطبش بسازه. برای همین کار رو با یه فاز پژوهشی و تحلیلی شروع کردیم تا ببینیم تصویر فعلی برند کجای کاره و برای آینده باید به چه سمتی حرکت کنه.
راه حل
نتیجه بررسیها ما رو به یه تغییر مهم رسوند. فیلیمو باید از فضای رسمی و جدی فاصله میگرفت و به برندی صمیمیتر، شوختر، خودمونیتر و گاهی غافلگیرکننده تبدیل میشد. این تغییر فقط مربوط به لحن نبود. در واقع داشتیم شخصیت تازهای برای برند تعریف میکردیم تا بعد از اون، تبلیغات، کمپینها و ارتباطات فیلیمو همگی از یه روحیه مشترک پیروی کنن. با این تصمیم، برند فضای بیشتری برای بازی با ایدهها، شوخی، واکنشهای سریع و ارتباط طبیعیتر با مخاطب پیدا کرد و میتونست به جای حرف زدن از بالا، وارد گفتوگو با مخاطب بشه.
نتیجه
بازطراحی استراتژی برند کمک کرد فیلیمو مسیر مشخصتری برای ارتباط با نسل جدید پیدا کنه.
لحن و شخصیت تازه برند، زمینهای ساخت تا ارتباط فیلیمو با مخاطب از یه رابطه رسمی و یکطرفه فاصله بگیره و صمیمیتر و زندهتر بشه. در نهایت، فیلیمو به برندی نزدیکتر به زبان و حالوهوای مخاطبش تبدیل شد. برندی که قرار نبود فقط محتوا ارائه بده، بلکه میخواست بخشی از گفتوگو و فضای روزمره مخاطب هم باشه.