مسئله
کیترینگ موسوی در اهواز برای بازآفرینی برندش سراغ ما اومد. تحقیقات اولیه یه مسئله مهم رو نشون داد. چند کسبوکار دیگه هم توی همین حوزه با اسم موسوی فعالیت میکردن و همین موضوع باعث میشد ساختن یه هویت مستقل و متمایز برای برند سختتر بشه. از طرف دیگه، مجموعه هم غذای ایرانی داشت و هم فستفود. این تنوع باعث شده بود مشخص نباشه تخصص اصلی برند دقیقاً چیه و مخاطب باید موسوی رو با چه چیزی به خاطر بسپره. پس مسئله فقط تغییر اسم یا ظاهر برند نبود. باید جایگاهی پیدا میکردیم که هم توی هویت برند دیده بشه و هم توی منو، آشپزخانه و تجربه مشتری خودش رو نشون بده.
راه حل
اولین تصمیم این بود که فستفود رو از منو حذف کنیم و تمرکز کامل رو بذاریم روی غذای ایرانی. بعد سراغ اسم برند رفتیم. موسوی به زیره تغییر کرد. اسمی که به دنیای طعم و آشپزی نزدیک بود و میتونست هویت مستقلتری برای برند بسازه. عنوان کیترینگ رو هم کنار گذاشتیم و از مطبخ استفاده کردیم تا از همون اولین برخورد، فضای آشپزی ایرانی وارد تجربه برند بشه. اما برای اینکه این هویت فقط به اسم و ظاهر محدود نشه، یه داستان برای برند ساختیم. با الهام از میرزا علیاکبرخان کاشانی، آشپز دربار قاجار، شخصیتی خلق کردیم که انگار از گذشته به زمان ما اومده تا با فستفود رقابت کنه و نسل جدید رو دوباره با غذای ایرانی آشتی بده. این شخصیت تبدیل شد به پایه لحن و هویت برند. آشپزی که توی کیفیت و اصالت سختگیره اما توی ارتباط با مخاطب شوخ و خوشروئه. تصویر همین شخصیت مبنای طراحی نشانه قرار گرفت و جوهره برند رو روایت طنازانه از غذای اصیل ایرانی تعریف کردیم.
شعار این طعم تاریخیست هم از همین ایده شکل گرفت و داستان برند رو به تجربه غذا وصل کرد.
نتیجه
تمرکز روی غذای ایرانی فقط جایگاه برند رو روشنتر نکرد. توی خود کسبوکار هم نتیجه داشت. حذف فستفود باعث کاهش ضایعات آشپزخانه و افزایش چشمگیر سرعت ارائه خدمات شد. موسوی با نام جدید مطبخ زیره، صاحب یه هویت مستقل و یه داستان مشخص شد. اسم، منو، شخصیت برند، نشانه و شعار همگی دور یه ایده مشترک شکل گرفتن. اینکه غذای اصیل ایرانی رو برای مخاطب امروز دوباره جذاب کنیم. در نهایت، بازآفرینی برند از تغییر لوگو و ظاهر فراتر رفت و به تصمیمهایی رسید که مشخص میکرد زیره چی میپزه، چطور سرویس میده و قراره چه حسی برای مشتری بسازه.